آیساآیسا، تا این لحظه: 14 سال و 14 روز سن داره

❤❤آیسا، طلایی موهایت گندم زار من❤❤

گل دخترم و مروارید هفتمش

سلااااااااااااام عشق مامی ...اول واسه خاطر تاخیر شرمنده چونکه شما سخت مریض بودی و این ویروسی که تو هوا اومده نذاشتی در بره و گرفتی چپوندیش تو دهن کوچولوت و خلاصه اینکه ماما بمیره تب و اسهال و ... وای خدا رو شکر که خوب شدی خیلی اذیت شدی جیگرم لاغرم شدی فدات بشم که تا یه ذره میخوای گوشت بگیری زود مریض میشی... الهی دورت بگردم مروارید 7 مبارک.... ایشالا دندونای سالمی داشته باشی عشقم... از کارای بامزه اینکه کلا جلو تلویزیونی و هی دستگاه رو خاموش میکنی دکمه پاور رو یاد گرفتی هی به صفحه تلویزیون نگاه میکنی ببینی خاموشه دوباره روشن ...دوباره خاموش و...... من و باباجی به هیچ طریقی هم حواست پرت نمیشه ...ما دوتا دیگه اینکه میگم ب بیی چی ...
14 مهر 1392

عاشقانه های مادرانه...

تنهاییم را با تو قسمت میکنم سهم کمی نیست... سلام میکنم چون سلام یکی از نامهای خداست وتو تکه ای از وجود خدایی که به من هدیه شدی... فرشته کوچولوی مامان سلام...هر چند وقت یک بار سراغ پستهای قبلی میرم و روزهای اول تولدت... و آه می کشم و شکر می کنم که هنوز هستم و تو را در آغوش می کشم... عشق دوست داشتنی من از روزهای اول تولدت چیز زیادی تو ذهنم نیست به جز درد... هنوز هم نمی دانم که وقتی می گویند بعد از تولد دل،غصه دار نبودن فرشته ی درونش می شود یعنی چه؟؟ که دل غصه می خورد و دلتنگی می کند... یادم نیست...هنوز هم یادم نیست چه طعمی داشت و چه احساسی که شیره ی جانم را می نو شیدی ...یادم نیست...و باز هم خدای بزرگم شکر ...شکر... عزیز لحظاتم این...
3 مهر 1392

بوی ماه مهر همراه با 11 ماهمه پاییزی من که ششمین مرواریدشم اومده بیرون...

نه بهار با هیچ اردیبهشتی...نه تابستان با هیچ شهریوری و نه زمستان با هیچ اسفندی...اندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نیامد...پاییز مهری داشت که بر دل هر خیابان مینشست... پاییزت مبارک دختر پاییزی من... الهی مامانی فدات بشه سلااااااااااام نفس مامان دیروز شادی کلاس اولی بود و من وقتی داشت میرفت مدرسه نگاش میکردم و با تمام وجودم از خدا میخواستم که روزی شما رو با مقنعه سفید و گل به دست راهی مدرسه بکنم فرشته کوچولوی من 11 ماهگیت مبارک...ششمین دندونتم مبارک عشقم از وقتی رفتیم همدان تا دوباره اومدیم کلی اتفاق افتاده... شما از مبل میگیری بلند میشی و چند قدم راه میری قربون تاتی کردنت  وقتی راه میبرمت میگی تاتی تاتی... سوار تاب که میشی...
1 مهر 1392
1